![]() در آشوب برگ ریزان پائیزی و ازدحام عصیان زده ی پر حرارت رنگها …سالهای رو به آینده را می نگرم که از پس هر لحظه و ثانیه اش خلقتی بشکوه در دستانم موج خواهد زد . نه رویا می بینم نه خیال ناباورانه سالیان بارآورد رازی که انتهای خاموش هر جاده اش ابتدای راه نپیموده ی من خواهد بود .
پست الکترونيک آرشيو مطالب آرشيو مطالب
87/12/22 - 87/12/30
87/09/08 - 87/09/14 87/06/22 - 87/06/31 87/06/08 - 87/06/14 87/06/01 - 87/06/07 87/05/22 - 87/05/31 87/05/01 - 87/05/07 87/04/22 - 87/04/31 87/04/08 - 87/04/14 87/04/01 - 87/04/07 87/03/22 - 87/03/31 87/03/08 - 87/03/14 87/03/01 - 87/03/07 87/02/22 - 87/02/31 87/02/01 - 87/02/07 86/12/22 - 86/12/29 86/12/05 - 86/12/21 86/12/08 - 86/12/14 86/11/22 - 86/11/30 86/11/08 - 86/11/14 86/11/01 - 86/11/07 86/09/08 - 86/09/14 86/08/22 - 86/08/30 86/08/05 - 86/08/21 86/08/08 - 86/08/14 86/07/22 - 86/07/30 86/07/05 - 86/07/21 86/07/01 - 86/07/07 86/06/22 - 86/06/31 86/06/05 - 86/06/21 86/06/08 - 86/06/14 86/06/01 - 86/06/07 جستجو
پيوندها
سایت بابای گلم(معماری)
سایت داداش گلم کپی وبلاگ دانلود نرم افزار وجواب سوالات تبیان کوثر(حسنا جون) یاس عاشق ستایش عزیزم برای چشم خاموشت دل نوشته های من... نرگس نوشته های رنگی(بچه های گل فضیلت) بشراجون انی شرلی چاقالوها *موناجون* قالبهاي حرفه اي براي وبلاگها و سايتهاي ايراني آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
نوازش
نعمتی گمشده... بدبختی و بیچارگی
عشق:سرکاریه
محبت:تظاهره مهربونی:مسخرس وفا:مرده عهدوپیمان:دلخوشیه عاطفه:تموم شده مهر:مدرسه باز |+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه 31 شهریور1386 ساعت
سکوت
چه لحظه ها که حرفهای نا گفته در پیش سد سکوت متلاطم می ماند و لب از لب گشوده نمیشود اما دراندیشه ها واژه ها می رقصند و کافی است سر انگشت یک اشاره انها را بر روی صفحات کاغذ جاری کند تا چیزی شبیه شعر تولد یابد.ان زمان است که سکوت فریاد میشود بی انکه صدایی به گوش برسد.من نیز احساسم را فریاد میزنم و ان را تقدیم کسانی می کنم که عشق را میفهمند احساس را درک می کنند و می دانند که:سکوت نشانه بی حرفی نیست.
مطهره جونم حال کردی منظورم تو بودی ها |+| نوشته شده توسط فاطمه در جمعه 30 شهریور1386 ساعت
نی نی
سلام به دوستای گلم دلم برای همتون تنگ شده نوبتی هم باشه نوبت گذاشتن نی نی
این بچه ها چه دنیای قشنگی دارن |+| نوشته شده توسط فاطمه در چهارشنبه 28 شهریور1386 ساعت
چقدر سخته
چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داده زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوز دوستش داری چه قدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به دیوار تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه وجودت له شده چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوز دوسش داری |+| نوشته شده توسط فاطمه در شنبه 24 شهریور1386 ساعت
عشق
عشق فراموش کردن نیست بلکه بخشیدن است
عشق گوش کردن نیست بلکه درک کردن است عشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است عشق جا زدن وکنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است |+| نوشته شده توسط فاطمه در جمعه 23 شهریور1386 ساعت
|